جك  

رفتم سوپري میگم ماست دارین میگه بله براتون مقداری بریزم؟
پ .....  یهو دیدم داد زد اقا این چه وضعیه چرا همه شما بچه ها یاد گرفتین هی میگین پ ن پ
اقا میخواستم بگم پنیر هم خواستم     گفت ببخشید پنیر بسته ای میخواید؟؟
گفتم پ ن پ متری بده یهو دیدم گذاشت دنبالم

ادامه مطلب  

دانلود نرم افزار اندرویدی خرید شارژ ایرانسل  

قبلترها که زیاد خرید اینترنتی توی بورس نیافتاده بود و اکثر خریدهامون به صورت مراجعه فیزیکی بود برای خرید یه کارت شارژ باید تا سر کوچه می رفتیم و از سوپري محل یک کارت شارژ می خریدیم و کد 15 یا 16 رقمیش رو وارد می کردیم تا خطمون رو شارژ کنیم.
ولی امروزه دیگه برای خرید یه کارت شارژ احتیاجی به رفتن به سوپري نیست و راحت میشه با یه گوشی اندرویدی بدون نیاز به اینترنت هر مبلغی که احتیاج داریم شارژ بخریم.
یکی از این برنامه های اندرویدی، نرم افزار خرید شا

ادامه مطلب  

 

معده‌ام یه طور کامل به گا رفته. به گای سگ رفته. حتا یک گوشه‌ای کناری جاییش هم سالم نیست. اغراق نمی‌کنم. سوار اتوبوس هم که بودم درد معده‌ام شروع شد و هی بزرگتر و بزرگتر شد. بعد دچار حالت زیبای تهوع هم شدم که جشن کامل شود. گوشه پنجره را باز کردم تا باد بخورد تو صورتم. انگار باد بخورد توی صورتم معجزه می‌شود. باد بیاید برود توی من بابا. بعد از پنجره به بیرون نگاه کردم. هی تمرکز کردم هی به افق خیره شدم. به درختها؛ خانه ها. خط‌های خیابان. انقدر خوب نگا

ادامه مطلب  

ماست!  

امروز هوس شکلات صبحانه کردم سریع پریدم پایین از سوپري گرفتم اومدم! همینجوری یه ساق دست پوشیدم و یه روسری و یه جفت جوراب، چادر ملیم رو هم کردم سرم دکمه هاشو بستم. راحت! چقدر واسه یه سوپري رفتن خودمو اذیت میکردم قبلا! بابا ملت چیکار دارن جنس شلوارت مال خونه است یا بیرون!! یه دقه برو بخر بیا دیگه! ^_^ یه جا یه مطلبی خوندم نوشته بود : «همه در جوانی تا حدود 30-40 فکر میکنن همه دارن اونو نگاه میکنن. بعد در سن 60 اینا  متوجه میشن هیچکس نگاشون نمیکرده!»
یه بطر

ادامه مطلب  

تو سیگارو خاموش کن تا بگم  

همیشه توی ذهنم به اونایی که سیگار میکشیدند میگفتم اوشگول آخه کدوم آدم عاقلی یه خروار دود بی صاحاب رو میریزه توی ریه هاش ولی امروز تمام وجودم سیگار میخواست دوست داشتم یه سیگار بگیرم دستم و وایستم پشت پنجره و غروب پنج شنبه رو با صدای ترافیک شهر گوش بدمپا شدم و رفتم سوپري سر کوچه تا یه بسته سیگار بگیرم ولی حتی اسم سیگارها رو هم نمیدونستم حد اقلش اینه که فهمیدم خیلی از مردا از سر تنهایی و بیکسی سیگار میکشند آخرسر من با یه بطری شیر پاستوریزه و چند

ادامه مطلب  

یومیه 23  

درود
امروز اولین پروژه کاری برای شرکت داده تدبیر رهنما رفتم،آمارگیری فروش تو ی سوپري تو خیابون سهروردی بزای شیفت صبح کار راحتی بود حداقل برای منی که دیگه حوصله کار پرسشگری ندارم خوب بود از طرفی با این آقا فروشنده ریختم روهم:) میگف بیا پیش من کار کن :)عصرم استراحتی کردم و ی پروژه کسر خدمت خداروشکر واسن درست شدش و شروع به انجامش کردم خدا کنه ته این مقالم خوب دربیاد.
خلاصه یخوده گلاویز دارم با خودم و هدفام شرایط پیچیده ای واس خودم واقعا که حتی شب

ادامه مطلب  

رسوایی 2  

فیلم سینمایی رسوایی 2 را از سوپري محل گرفتیم و دیدیم .
شیخ داستان آقای ده نمکی اعتقاد دارد قبل از اینکه خدا ما را تکان بدهد ما خودمان را تکان دهیم .
این تکانها(زلزله) یکبار در خواب و یکبار در واقع ، وقتی که شیخ سوار برهواپیما است به تصویر کشیده می شود و معلوم می شود که مردم خیلی هم گوششان به حرف شیخ بدهکار نیست و کار خودشان را می کنند و این یعنی نقطه سرخط ... .

ادامه مطلب  

درک متقابل! وضعیتی که این روزها خیلی نیازش داریم  

159
شیخ حمید تعریف می کرد؛ یک روز قم سیلاب اومده بود. وضعیت بدی بود خونه نون نداشتیم. قم هم هر موقع از این جور اتفاق ها که می افته تا چند روز مغازه ها و از جمله نانوایی ها تعطیل میشه. منم سریع رفتم سوپري سر کوچه دیدم چندتا بسته نون رو پیشخونش هست. منم همش برداشتم حساب کردم
از مغازه که زدم بیرون بخودم گفتم یکی دیگه عین ممن هم شاید باشه توخونشون نون نباشه....
پشیمون شدم همه گذاشتم یک بسته برداشتم...

ادامه مطلب  

بابایی جونم  

این روزها خیلی بیشتر از قبل دلم گرفته. حدود 10 یا شاید 15 روزه که بابا جونم تو بیمارستان هستش و من مثل مرغ سر کنده خودم رو به در و دیوار می زنم. از گریه های بی امان و قهر کردن با مامانم به خاطر پنهون کاریهاش که همش به خاطر موقعیتم هستش و دلداری های  بی امان اقای پدر  بگیر تا احساس خفگی هر لحظه و تنهایی زندگی تو غربت و دلشوره برای زایمان و کارهای بعدش اونم دست تنها. طفلک مامان و بابا رفتن مصاحبه ولی بهشون ویزا ندادن  وخیلی راحت گفتن یه روز دیگه یه سف

ادامه مطلب  

دو مدل فست فودي خانگي  

 دو مدل فست فودی خانگی
مواد لازم ( اولی )
نان لواش صنعتی گرد ( سوپري ها دارن )
روغن
سینه مرغ یك عدد
پیاز قرمز خورد شده یك فنجان
پنیر پیتزای رنده شده نصف فنجان
پنیر چودار رنده شده نصف فنجان
سینه مرغ را نمك و فلفل زده در روغن دو طرف آن را سرخ كنید. مرغ را درآورده پیازها را در روغن سرخ كرده گوشت سینه مرغ را رشته رشته كرده و با كمی سس باربیكیو به پیازها اضافه كنید و مخلوط كنید.
در تابه ای نان لواش را باز كرده داخل آن نصف پنیر پیتزا و چودار ریخته و كمی هم

ادامه مطلب  

 

امروز کیف پولم گم شده بود. داشتم می رفتم دانشکده تمرین که دیدم کیف پولم نیست. همه جا را زیر و رو کردم. کفِ زمین، لای پشتیِ مبل ها، روی پیانو، لای کاغذ و کتاب ها، نبود که نبود. بعد رفتم سوپري سر کوچه که دیشب خرید کرده بودم با استیصال پرسیدم که کیف پولم اینجا نمانده؟ 
نمانده بود. پنج هزار تومان از خانم صاحبخانه قرض گرفتم، رفتم بانک. نوبت گرفتم که کارتم را عوض کنم. 18 نفر جلوم نشسته بودند. در این فاصله رفتم آش فروشی ای که دیشب رفته بودم. آنجا هم نبود. 

ادامه مطلب  

پست سیصد و بيست و دوم (داستان چهارم مهمانان نوروزی)  

مهمانان نوروزی (سیرك قسمت دوم)
موقع برگشت سری به مغازه رامین سوپري زدیم!
یك نمونه بلیط سیرك را از وی گرفتیم نگاهی به ان انداختیم! بلیط یك برگه پرینت شده ساده و رنگی بود كه
ساختنش بسیار راحت بنظر میرسید !
به رامین سوپري گفتیم: این رو كه راحت میشه پرینت گرفت و تقلب كرد !
گفت :نه دیگه بدون مهر فاقد اعتبار است!
و از داخل كشو یك عدد مهر در اورد بادی به غبغب داد و گفت : تا مهر من پای اینا نخوره اینا یه قرون ارزش ندارن!
گفتیم: خب فقط همین مهر؟
 گفت:كد هم بال

ادامه مطلب  

 

شاید خیلی ها یادشون باشه که قبلنا برای اینکه شارژ بخریم باید می رفتیم سوپري سر کوچه و یه شارژ 2 هزار تومنی ایرانسل رو 2200 می خریدیم و کدش رو وارد میکردیم یا مثلاً برای پرداخت قبض باید توی صف بانک الاف میشدیم.
ولی الان خیلی راحت میشه با یه برنامه اندرویدی این کارها رو در عرض چند ثانیه بدون اینکه احتیاج باشه از خونه خارج بشیم انجام بدیم.
و اما بریم سراغ اصل مطلب، توی این پست قصد معرفی یه نرم افزار اندرویدی کاربردی رو دارم که ویژه این کار هستش.
دیگ

ادامه مطلب  

18.9.95 پنج شنبه صبح  

یه روز خوووووووووووب
اومدی دنبالمو رفتیم در خونه رفیقت افشین بعد رفتیم نزدیک شرکت ک پیاده شدی بری از سوپري صبونه بخری که من گفتم بیسکوییت نگیری 
دیگه سوار شدی گفتی پس میریم اون یکی فروشگاهه 
خیلی طول کشید تا اومدی کل فروشگاهو خریدی اوردی دیوونه ی مننننننننننننن عاشقتم کههههههههه
واسم یه نوتلا گرفتی که عاشقش شدممممممم کوشولویههههه
کیک و اسمارتیز و ابمیوه و شکلات کاکائویی و .... همه چی فدات بشم الهی قربونت برم الهی عزیزدلمیییییییی
دیگه اوم

ادامه مطلب  

 

یادمه حتی مدرسه‌ی بچمونم انتخاب کرده بودیم... توی اون چند سال همه‌ی اول مهرها 7 صبح دمه اون مدرسه بودیم...میشستیم لب جدول به دخترای صورتی نگاه میکردیم.چند دفعه گفتم:بیا یه سالم بریم دمه مدرسه پسرونه ازکجا معلوم بچمون پسر نشه؟هردفعه میگفت:من میدونم دختره... چرا اصن میشستیم دمِ مدرسه؟کدوم مامان بابای دیوونه ای چندسال قبل ازدواج و بچه دار شدنشون میرن میشینن دم یه مدرسه کوفتی؟...فردا بالاخره پاییز میره مدرسه...یادته میگفتی ازچشمای من سیاه تر ندی

ادامه مطلب  

7  

من نیز با آنها برای مدتی به کرج رفتم... نزدیک به یک ماه آنجا بودم... هیچ برنامه ای برای رفتن به آنجا نداشتند، و با بار در کامیون به آنجا به دنباله خانه بودیم...
کلاهی گشاد بر سرمان رفت، ۲ روز هم بار در ماشین بود! خلاصه برنامه ای برای این کار نبود که نبود.. از این بنگاه به آن بنگاه...
ساکن شدیم... چند وقتی که انجا بودم، خواهرم گفت سوپري محل به من گفته است بیا بریم مادرم عقدت کند! من نیز آتش گرفته و به سراغش رفتم و حساب کار دستش آمد...
بعد از این موضوع من به

ادامه مطلب  

تنت به سلامت!  

طبیعتا سالوادور و آرتین و عموم در یه مقوله جای نمی گیرن ولی دیشب مغزم در کمال هوشمندی همه شون رو یه جا سوار یک ماشین غیب شونده کرد و برد به یه مقصد رندمی.
سالوادور چیکار میکرد اون وسط حالا؟
کلا انگار همه مون رفته بودیم پارکی جایی.فک نکنم تو هیچ مقطعی از خوابم از خودم پرسیده باشم سالوادور چیکار میکنه اینجا.حتی باهاش توپ بازی هم کردم.ضربه ش اینقد محکم بود که توپ پرت شد اون ور دنیا.من هم،لیترالی،رفتم اون ور دنیا .
اون ور دنیا،اصلا شبیه این ور دنیا

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ آلبالولاسپ از غلامیاری  

About 17 results(0.62 seconds) 








Page 2 of 18 results(0.38 seconds) 






Did you mean: دانلود آهنگ آلبالو لامپ از غلامیاری





Search Results



خودرو - مجله خبری سیتی فان

ctfun.ir/category/7/خودرو?page=2Translate this page
دانلود آهنگ آلبالولاسپ از غلامیاری · اهنگ های سردار ... دانلود آهنگ تو مخمصم عجیب بجورهره پام شهاب مظفری · عهاي بهنام اریای ... دانلودآهنگ ابراهیم خیاط بالینک مستقیم.


عکس های جالب از سوژه های خنده دار سری 175 - مجله خبری سیتی فان

ctfun.ir/news/26297Translate this page
Apr 14, 2016 - دانلود آهنگ

ادامه مطلب  

9 آذر 95  

همون روز که با دوچرخه رفتم تا روستای اُلی شمالی و اومدم اینجا ثبتش کردم، واقعاً زمان اوج جهانگردیم با دوچرخه بود، باید همون روز وقتی برمی گشتم خونه به جای ثبت اون روز به عنوان شروع جهانگردی، یه مطلبی راجع به خداحافظی در اوج جهانگردی می نوشتم.

از اون روز تا حالا دو بار رفته م تا جنگل حرا، یه بار هم رفته م بانک، امروزم بعد از دو روز که کلاً دوچرخه مو سوار نشده بودم تا سوپري وسط محله‌مون رفتم و یه پنیر گرفتم برگشتم. دم در داشتم به سیر نزولی دوچرخ

ادامه مطلب  

پست سیصد و بيست و يكم (داستان سوم مهمانان نوروزی)  

مهمانان نوروزی (سیرك قسمت اول)
مدتی بود كه یك سیرك برای اجرای برنامه به نزدیكهای محله ما امده بود هرجایی در شهر میرفتید پر بود
از تبلیغات سیرك!
رامین سوپري هم یكی از شعبه های فروش بلیط سیرك شده بود و هربار كه برای خرید به مغازه اش
میرفتیم میگفت بلیط سیرك نمیخوای خیلی خوبه ها!بلیط های معمولی20 هزارتومان بود و بلیط های
vip50 هزارتومان!
ماجرا از انجایی شروع شد كه بچه كوچك مهمانها بهانه ی رفتن به سیرك را گرفت!
بزرگترهایش كه اشتیاق بسیار بیشتری از كوچ

ادامه مطلب  

361  

بسته ای که مامان فرستاده بود را دیشب باز کردم. از همان اولش که درش باز شد یک عالمه سبزی خشک توی اتاق پخش شد. نبات ها، پالتو و لباس ها همه بوی قرمه سبزی گرفته اند و من دیشب با بوی کوکو سبزی توی اتاقم خوابیدم، و چه بوی خوب و آشنایی بود :دی
بیست و چهار سالگی به سرعت به من نزدیک می شود. و من با خرید کردن های متناوب دارم با خوشحالی تمام، تمام شدن بیست و سه سالگی را جشن می گیرم. سال بدی بود خدایی، خیلی چیزهایش. اما اگر از من بپرسند می گویم در ۲۳ سالگی ام خی

ادامه مطلب  

حسنی ی تنبل  

در روزگاران قدیم پسر تنبلی به نام حسنی به همراه مادر پیرش در کلبه ای کوچکی زندگی می کردند این کلبه تنوری داشت که مادر حسنی هر روز با ان نان درست می کرد و او هم زیر تنور می خوابید یکی از روز ها که مادر حسنی از دست او خسته شده بود گفت حسنی دیگر نخواب بلند شو و برو کار کن حسنی گفت نه مادر من حوصله ندارم فقط شما چیزی برای من بیاور من بخورم و بخوابم مادر حسنی ان قدر گفت و گفت اما کو گوش شنوا روز بعد مادر حسنی چند کلوچه درست کرد و یکی یکی جلوی هم گذاشت تا

ادامه مطلب  

گزارش سفر به دور ایران  

شنبه 12 دی 1394 بعد از گذروندن یک شب عالی کنار خانواده بسیار عالی و خوردن صبحانه ای خوب و باید وسایل رو جمع میکردیم و آماده حرکت از اونجای که من طبق عوض کن چرخم خراب شده بود باید درست میکردمش و کمی هم گل دوچرخه ها رو میتکوندیم تا بتونی رکای بزنیم ولی متاسفانه از اونجایی که روغن نداشتیم زنجیر رو چرب کنیم و مجبور شدیم با زنجیر خشک و گلی حرکت کردیم به سمت روستای ایوب فاصله زیاد نبود حدود 20 کیلومتری بیشتر نبود تا برسیم و مسیر هم تقریبا سرازیری و کفی ب

ادامه مطلب  

پست سیصد و هجدهم (داستان اول مهمانان نوروزی)  

مهمانان نوروزی (چهارشنبه سوری)
چند سالی بود که در تعطیلات نوروز مهمانان نوروزی را میپیچاندیم
البته فکر نکنید مهمانان نوروزی ما مثل مهمانان نوروزی شما به ساعتی نشستن قانع میشوند و بعد از
خوردن میوه و شیرینی و اجیل به منزل خود رهسپار میشوند!نه خیر!مهمانان نوروزی ما از شهر دیگری می ایند ان هم به صورت دسته جمعی و کل ایام عید را مهمان میشوند!
تمام فک و فامیل از ترس ورود این قوم عجوج مجوج  چند روز قبل از عید شایعاتی را مبنی بر اینکه ما در
تعطیلات ن

ادامه مطلب  

ژوکر .... ماسک های آویخته  

ژوکر یادتان است؟
صورتی بیضی .. چشم هایی دراز با وسط هایی گشادو تهی کشیده به سوی بالا ... با یک دنیا شیطنت ... با
شادی شیطانی؛ گونه هایی کمی لاغر و برجستبه ...بینی کشیده و لب هایی قیطانی ی ی از این بنا گوش ش
..تا آن بنا گوش شش و چانه ای برآمده و دراز .....
هااااا هاها
همان که ورق های بازی هم هست 
همان که با بتمن هم .. بازی می کند ...
با تمام شیطنت هایش .. و بدجنسی های قابل فهمش ... که ناگهان وسط بازی ... غیبش می زند !
یک آدمهایی هستند می خواهند ژوکر بشوند.یا دوست

ادامه مطلب  

چادری ها.........  

 
در سالهای اخیر جماعت چادری ها به چند دسته تقسیم شدند یه عده هستند به اسم چادری های خودمونی این عده جلوی نامحرم ها  چادری هستند و رفتارشونم سنگینه منتهی  فقط جلوینامحرم های نا آشنا مثلا یه دختر خانم از این دسته در مقابل سیری تو خیابون یا دانشگاه یا ...... چادرهی هست و سنگین هم رفتار می کنه اما اگر این پسر بشه دوماد خاله ی مامان زن دایی همون دختر خانم با وجود اینکه همچنان نامحرمه خودمونی میشه.  یه عده هستند به اسم چادری های طفلکی این عده تا زمان

ادامه مطلب  

بیوگرافی و اینستاگرام تمامی شرکت کنندگان سری دوم استیج 16 دی 95  

آدرس اینستاگرام شرکت کنندگان سری دوم استیج 16 دی 95 - دهکده دانلود

villagedownload.ir/.../آدرس-اینستاگرام-شرکت-کنندگان-سری-دوم-ا...



Translate this page
2 days ago - بیوگرافی تمامی شرکت کنندگان استیج سری دوم سه شنبه 16 آذر 1395 alfadl.ir/. ... 3 days ago - دوم/استیج 2016/stage 2پخش سری دوم دی ماه 95 است ؟,آیا ...


16 دی 95 زمان شروع سری 2 جدید استیج | سرزمین خبر

stagemanototv.blognewsland.ir/page-169014.html




Translate this page
Dec 6, 2016 - بیوگرافی و اینستاگرام تمامی شرکت کنندگان سری دوم استیج 16 دی 95. alfadl.ir/. .... زمان پخش ق

ادامه مطلب  

 

به نام خدا
روزی از بهترین روز های بهار بود.پسر عمویم(عباس) به خانه ما آمده بود که برای یک ماه در اینجا بماند. سه روز بعد از آمدن عباس از مدرسه ام زنگ زده شد که کار نامه شما آماده تحویل است.من و پدرم و عباس به مدرسه ام رفتیم که حیاط خیلی بزرگی داشت. فقط حیاتش اندازه یک زمین کشاورزی بود.برای رفتن از در ورودی مدرسه تاپارکینگ حد اقل پنچ دقیقه طول میکشید.ما برای تحویل کارنامه به دفتر مدیر رفتیم ولی هیچ کَس آنجا  نبود. برای ما خیلی تعجب آور بود که در حی

ادامه مطلب  

حرف بیستو سوم... تولدم مبارک!!!  

دست جیییییییغ هوراااااااا
.
.
.
تولد تولد تولدم مبارک مبارک مبارک تولدم مبارک برم شمعمو فوت کنم الهی صد ساله شم.... 
بعله بعله بدین وسیله اعلام میکنم 19ساله گیم مبارک.... 
چه زود شدم 19سال...
زود؟؟؟ نه شایدم زود نبود... 
ولی زیاد بنظرم دور نمیاد اون روزایی که با زهرا. "دختر عموی هم سن و هم بازی "دست همو میگرفتیم و تو کوچه های روستامون بدو بدو میکردیم... 
نه واقعا دور نیستن اون روزا که چشامو باز میکردم میدیدم زهرا روی سرم نشسته تا بیدار شم و بریم بازی... 


ادامه مطلب  

عاشورا 95  

امشب رفتم شمع روشن کردم
بزار از اولش بگم
امروز ی تجربه جدید داشتم
از وقتی که بابا اینا رفتن و من تنها شدم اون چیزایی که تو ذهنم بود به واقعیت تبدیل شد
ساعت 5 رفتم بیرون
دمبال کاپیتان بلک بودم
میدونستم جایی باز نیس
فقط سوپر
سوپري ها هم که ندارن
قبلش رفتم سراغ یخچال ،بابام سیگاری نداش ک کش برم :)))
رفتم دکه
اولین دکه که نداش
سناتور داش اما مزه کاپیتانو نداره
رفتم دکه دوم
5 تا گرفتم
!!!!
(واسه فردا هم لازمه)
ی ذره دور زدم تو خیابون کوچه های نرفته رو رفت

ادامه مطلب  

دنیای بزرگتر  

گاهی آدم فکر میکند اگر وارد یک دنیای بزرگتر و آدمهای جدید تر بشود، خیلی راحت تر میتواند از بچگی هایش دست بردارد. مثلا پسر بچه ای که در ده سالگی عاشق دختر هم بازی اش می شود و جیغ جیغ راه می اندازد که عروسم اوست، وقتی پانزده ساله شود و دبیرستانش چند خیابان دورتر از خانه باشد و مجبور شود از جلوی چند مدرسه دخترانه هم رد بشود ، خودش می فهمد ، نــه ، دنیا خیلی بزرگتر از این حرفاست.
حتما وقتی وارد دانشگاه شود گرگیجه میگیرد و وقتی به محیط کار وابسته شود

ادامه مطلب  

تلنگوری به مسئولین شهرستان رامسر یا هشداری برای ...  

تلنگوری به مسئولین شهرستان رامسر  یا هشداری برای ...
 

 
 
 
 
 
 
 
1) گر چه شهرستان رامسر از کشتارگاه صنعتی محروم است ، لااقل به همان کشتارگاه سنتی نظارت داشته باشید !!
2) وضعیت حمل گوشت از کشتارگاه آنچنانی به مراکز فروش سوپر گوشت امروزی !!! وهمان قصابی های قدیم و خودمونی !! بسیار اسفناک است .
اگر ماشین یخچال دار ندارید ، لااقل از ماشین های ترو تمیزتر و پرسنلی که کارت بهداشت و نیز پوشش مناسب و تمیز داشته باشد استفاده کنید !!
3 ) آیا باور کنیم تمام

ادامه مطلب  

عهای بهنام اریای کمالوند خواننده خرم ابادی  

About 88,800 results(0.74 seconds) 








Page 2 of about 88,700 results(0.33 seconds) 




Search Results



دانلود اهنگ از بهنام اریایی کمالوند - صفحه اصلی - یک مدیر

m-ashrafi1.ro24.ir/list/دانلود+اهنگ+از+بهنام+اریایی+کمالوند.htmlTranslate this page
آهنگ سرچشمه با صدای جاودان بزرگ خواننده عشایر لرستان: علیراس کمالوند. این آهنگ از از ... جدیدترین اهنگ بهنام صفوی , دانلود آهنگ جدید ایرانی , دانلود آهنگ های


این همه پیامک علیه قوم لر! - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان ...

www.tabnak.ir › صفحه نخست &

ادامه مطلب  

| تماشای درخت خرمالو از پشت شیشه ها |  

اواخر پاییز بود ، هوا که رو به سردی میرفت دانشگاه زودتر خلوت میشد ، سلف غذاخوری در زمستان یک بوفه داشت که تا گرگ و میش غروب باز بود ، چیز زیادی هم نداشت ، برای ما همان چای و نسکافه اش می ارزید به کل دنیا. بین قسمت خانم ها و آقایان یک پرده ی پلاستیکی بزرگ نقش دیوار را ایفا میکرد. جلوی سلف مان کاملا شیشه بند بود و روبرویش یک باغچه ی زیبا با حصارهای چوبی.
وسط این باغچه یک درخت خرمالو بود ، نمیدانم چقدر تا به حال درخت خرمالو دیده اید اما بنظرم درخت خر

ادامه مطلب  

مسابقه استیج ، سری دوم چه نقشه‌ای در سر دارد  

مسابقه استیج ، سری دوم چه نقشه‌ای در سر دارد؟ - پندار

pendar.news/2016/08/مسابقه-استیج-،-سری-دوم-چه-نقشه‌ای-در-سر/


۲۰ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش. - شبکه من و تو تصمیم گرفته امسال هم دوباره مسابقه یا برنامه استیج را برگزار کند. استیج سال دوم، یا استیج ۹۵ تبلیغاتش را دوباره آغاز کرده است و ...


زمان شروع سری دوم استیج - جوونی | جدیدترین اخبار روز ایران و ...

javuni.ir/news/253085



۳ مهر ۱۳۹۵ ه‍.ش. - اگر امکان دارد آن را به فارسی رایانامه کنید زمان شروع سری دوم استیج ... م

ادامه مطلب  

ماه های عشق بارون  

ماه های عشق بارون
 
سلام...
فرا رسیدن ماه شعبان و میلاد امام حسین(ع)؛حضرت ابوالفضل العباس(ع)؛امام سجاد(ع)؛حضرت علی اکبر(ع)و حضرت مهدی(عج)به همتون تبریک میگم.ان شالله هممون بنده لایقی برا خدا باشیم.آقامون ظهور کنن....هممون حاجت رواشیم.
خب قراربود این پست؛تولد معجزه کوچولو رو بنویسم.ولی نتونستم از اون لحظه های رنگی رنگی بارداریم بگذرم.هرچند جزییات تو دفترخاطراتم نوشته شدن که الان بهش دسترسی ندارم.البته همونطور که ازم انتظار میره همه آزمایشامو.ا

ادامه مطلب  

جن درتبریز  

تانی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به ده سال پیش یعنی سال 77
 
این داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به ده سال پیش یعنی سال 77.شاید باورتون نشه اما این داستان برای من اتفاق افتاده .من کارمند بانک هستم و کارم افتاده بود توی تبریز.با هزار مکافات رفتیم تبریز ولی مشکلی که بود این بود که من این شهر رو درست و حسابی نمیشناختم به هرحال منم دنبال یه خونه بودم برای اجاره که توی یه بنگاه ملک خونه ایده آل رو پیدا کردم ؛(یه خونه ویلایی ب

ادامه مطلب  

لغو جلسه ي روز پنجشنبه سرگروه ها  

----------------------------------------------------------------------------------------   1. تکنولوژی و گروه های آموزشی چناران - اخبار و اطلاعیه هاجلسه‌ی هماهنگی . های بازدید سرگروه‌ها می‌باشد که . آموزی چناران روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۹۱ .مشاوران آنلاین    2. گروه آموزشی فنی و حرفه ایسرگروه ها: فرشته خوش . کننده در جلسه: خانم ها و . است، از حضور در عرصه‌ى مجاهدانه است - روز .گروه های آموزشی سوم استان آذربایجان شرقی  نمونه برنامه سالانه کارشناس مسئول متوسطه دوم …  . متوسطه اول

ادامه مطلب  

نقدی بر خط قرمز نقد:  

بسم الله الرحمن الرحیم.
 
(این متن را خیلی وقت پیش توی وبلاگم گذاشته بودم. که بلاگفا زحمت ترکاندنش را کشید. چند وقت پیش لا به لای خاطره هایم پیدایش کردم.)
 
چند وقتی است یک سری درگیری های ذهنی دارم که بعضا واقعا اذیتم میکند. از این درگیری هایی که صرفا یک متخصص دینی باید بنشیند پای حرف هایم، خوب بشنود، نرم نرم سوال بپرسد بعد راه حل های آرام آرام تجویز کند که درست بشوم. یعنی در حقیقت استاد اخلاق لازم دارم. خیلی وقت است که دارم دنبال یک آخوند خوب و م

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1